تبليغاتX
همیشه بهار
 معانی مصنوعی
انسان فقیر چیزهای زیادی برای بدست آوردن دارد. و همین به زندگیش معانی مصنوعی می بخشد

اگر همه چیز داشته باشی ( پول . رفاه . سلامتی ) انگاه زندگی بی معنی خواهد بود

قبلا نیز بی معنی بود .

اما ( معانی مصنوعی ) پول و ثروت و رفاه باعث شده بود تا فکر کنی زندگیت با معنی است

اگر می خواهی بدانی زندگیت معانی حقیقی دارد یا نه

ببین اگر همه چیز داشته باشی و در رفاه کامل باشی

آیا باز هم زندگیت معنایی دارد یا نه . اگر نداشت بدان معنای زندگیت مصنوعی بوده

در هر کاری که می کنی . در تلاش برای کسب هر چیز که هستی به یاد بیاور که از خود بپرسی

اگر موفق شدم ( آنوقت چه ) ؟

آیا این معنای واقعی زندگی من است یا معنایی است مصنوعی

 

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386  |
 کودکانه رفتار کردن
گاه گاهی خوب است کودکانه رفتار کنیم

منظورم   (  زیاد تلاش کردن . تمرین کردن . به هدف رسیدن   ) است

اندکی فکر کنید :    کودکی که هنوز راه رفتن را فرا نگرفته است . چه می کند  ؟

اول کم کم با گرفتن در ودیوار وهر چیز دیگری روی پاهایش می ایستد . سرانجام بعد از چند بار

(  تمرین کردن   )ایستادن را می آموزد

بعد کم کم می خواهد قدم بردارد . بارها و بارها می افتد .  اما جالب است بدانید

به خنده اطرافیان توجهی ندارد ( چون برایش مهم نیست )

به حرف های مردم توجهی ندارد ( چون مردم عادت دارند در باره همه خوب یا بد نظر بدهند )

به شکست فکر نمی کند ( چون به فکر پیروزی است )

سرانجام : بعد از زمین خوردنهای زیاد به هدفش که همان راه رفتن است می رسد و موفق می شود

اما ما بزرگ ها :

بعد از اولین شکست دست و پای خود را گم می کنیم و از بدست آوردن پیروزی نا امید

در بدست آوردن پیروزی تمرین نمی کنیم . تا راه حل های مناسب را انتخاب کنیم

با گوش دادن به حرفهای مردم راه بدست آوردن پیروزی را گم می کنیم

برای کسب پیروزی کم اراده هستیم

با افکار منفی افکار مثبت را از خود دور می سازیم و .........

پس بیایید برای رسیدن به هدف اندکی کودکانه رفتار کنیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386  |
 با خود رو راست باشیم
تمامی آنچه را که ما در موفقیت فردی خواهیم دید .

یاد گرفتن این مو ضوع است که:

چگونه می توانیم احساسات منفی را از خود دور کنیم و آن را تبدیل به احساسات مثبت سازیم .

باید با خود روراست با شیم . چون یک روند پژوهش گرا است .

و نیاز به تغییرات بسیاری دارد . لازمه اش تجربه کردن پستی و بلندی در زندگی می باشد .

رسیدن به موفقیت فردی یعنی هر وقت زمین خوردید . بدانید چگونه باید از جای خود بر خیزید .

افرادی که با به خطر انداختن خود می خواهند خودشان باشند .

و بدنبال دل خود می روند معمولا زمین می خورند .

اشتباهات * عقب نشی ها * تطبیق دادن ها * همه جزئی از زندگی است .

یعنی قسمت مهمی که به ما تعلیم می دهد و درس می آموزد .

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در شنبه ششم بهمن 1386  |
 زندگی
 

 

 

چتری با رنگ روشن بخر

زیرا:   پیداکردنش در میان چترهای مشکی آسان است

و به روزهای غمگین بارانی شادی ونشاط می بخشد

غم وشادی : در کنار هم معنا پیدا می کنند .  تا یکی نباشد دیگری مفهومی ندارد

چنان هر دو آنها را در اختیار گیر . که نه غمهایت و نه شادی هایت تو را از زندگی کردن

محروم سازند .

چون: برای زندگی کردن بهای سنگینی را باید بپردازی

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در چهارشنبه سوم بهمن 1386  |
 
دلم امواجش را به ساحل جهان می کوبد و

گریان بر آن می نویسد :

" دوست دارم"

ای ماه  چشم به راه کیستی ؟

چشم به راه خورشید ؟

تا بر او درود فرستم

و راه بر او بگشایم


خدا:

نه برای خورشید

و نه برای زمین

بلکه : برای گلهایی که برایمان می فرستد

چشم به راه پاسخ است

نوری که به کردار کودکی عریان

شادمانه

در میان برگها ی سبز بازی می کند

نمی داند که آدمی می تواند دروغ بگوید

 

ای زیبا

خود را در عشق بیاب

نه در چابلوسی آیینه

( شاعر :تاگور )

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386  |
 موفقیت

موفقیت!!!

چگونه می توانید آنچه را که ندارید به دست آورید  و آنچه را که دارید حفظ کنید )

چهار قدم مهم برای بدست آوردن موفقیت بیشتر

اول: مشخص کردن نیت

دوم: هر چه را که به آن نیاز است مهیا سازید

سوم: هر چه دلتان می خواهد آن را بدست آورید

چهارم: موانع را از سر راه موفقیت فردی بردارید . از قبیل ( سرزنشها - افسردگیها - اضطرابها-

بی تفا وتی ها - قضاوت ها - بی تصمیمی ها - طفره رفتن ها - رنجش ها - افسوس خوردن ها -

سر در گمی ها و قصور ها )

پس از انجام این چهار قدم می توانید قدرت جدیدی را پیدا کنید .

و شروع به تجربه اندوزی بنمایید . تا هیچ چیزی از وجود شما نتواند شما را از پیش رفتن باز دارد .

 

 

  

 

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در جمعه بیست و یکم دی 1386  |
 بهاری شدن
فصل بهار :روییدن . زنده شدن . تازه شدن . و شکفتن است . 

  برای ایجا تحول در خود وزندگی بهاری شدن را با ده راهکار تجربه کنیم

۱ـ  وقتی از ته دل خوشحالی " بگذار چهره ات این شادمانی را نشان دهد

۲ـ از صمیم قلب عشق بورز . ممکن است کمی لطمه ببینی . اما تنها راه استفاده بهتر از حیات همین است .

۳ـبرای رسیدن به کمال مطلوب تلاش کن  اما به ممتاز بودن هم قانع باش .

۴ـ برای اینکه همیشه آسوده خاطر باشی سعی کن تصمیماتی که می گیری با ارزش های وجودیت هماهنگ باشد .

۵ـ در باره ی موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن .

۶ـ یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار می دهد .

۷ـ از هر فر صتی که باعث می شود در کارت بیشتر پیشرفت کنی حد اکثر استفاده را بکن .

۸ـ همچون بهار همیشه آماده شکفتن ـ تغییر کردن و تازه شدن باش .

۹ـ سعی کن روحیه ای بهاری داشته باشی .

۱۰ـ همچون بهار زندگیت هدف دار باشد .

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در جمعه بیست و یکم دی 1386  |
 دیدن افق
پسرم:   چگونه میتوانم کمکت کنم که ببینی

بیا تو را روی دوشم بنشانم

آن وقت دور تر از من می بینی

آن وقت به جای هر دومان می بینی

حالاتو به من بگو چه می بینی؟

 

 

 

 

لاک پشت ها هم پرواز میکنن

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در جمعه بیست و یکم دی 1386  |
 عمر آدمی

الهی:   در بسته نیست . ما دست و پا بسته ایم

سرمایه عمر آدمی یک نفسست    

آن یک نفس از برای یک همنفسست

با همنفسی گر نفسی بنشینی

مجموع حیات عمر آ ن یک نفسست

 

 

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در پنجشنبه بیستم دی 1386  |
 برایت...!

 حالمان بد نیست غم کم می خوریم

کم که نه هر روز کم کم می خوریم

آب می خواهم سرابم می دهند

عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب

خنجری بر قلب بیمارم زدند

بیگناهی بودم و دارم زدند

دشنه ای نامرد بر پشتم نشست

از غم نامردمی پشتم شکست

سنگ رابستند و سگ آزاد شد

یک شبه بیداد آمد داد شد

عشق امد تیشه زد بر ریشه ام

تیشه زد بر ریشه اندیشه ام

عشق اگر اینست مرتد می شوم

خوب  اگر اینست من بد می شوم

کافرم دیگر مسلمانی بس است

نیستم از مردم خنجر به دست

بت پرستم بت پرستم بت پرست

بت پرستم بت پرستی کار ماست

چشم مستی تحفه بازار ماست

این همه فرهاد دل کس خون نشد

این همه لیلی کسی مجنون نشد

.........

حافظ دیوانه فالم را گرفت

یک غزل اورد حالم را گرفت

مال زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.

 

|+| نوشته شده توسط کمال الدین در سه شنبه یازدهم دی 1386  |
 
 
بالا

کدهای خفن جاوا اسکریپت